يا دياّن

پست قبل اينو همراه مطلب قبلی گذاشتم اما چون هر دومطلب با هم همخونی نداشتن اينو برداشتم .

از ديد من اين شاهکاره جبران هست:

«

هفت بار روح خويش را به تمسخر و تحقير گرفتم:

بار اول آن هنگام که ديدم براي بلند شدن تظاهر به افتادگي مي کند

.

بار دوم هنگامي که ديدم پيش لنگها لنگ لنگان راه مي رود

.

بار سوم آن هنگام که بين سهل ودشوار مخير شد وسهل را برگزيد

.

بار چهارم آن هنگام که گناهي مرتکب شد وبراي تسکين وتسليت

خويش گفت: ديگران نيز مرتکب گناه مي‌ شوند

.

بار پنجم هنگامي که آنچه را برايش پيش آمده بود حمل برناتوانی

خويش کرد،اما صبر بر آن پيشامد را به توانايي خويش نسبت داد

.

بار ششم آن هنگام که چهره‌اي زشت را تحقير کرد حال آنکه

 آن چهره‌ي زشت به تحقيق نقابي از نقاب‌هاي خودش بود

.

و هفتمين بار وقتي که زبان به ترنم مدح و ثنا گماشت

وآن را فضيلتي انگاشت

...

/ 6 نظر / 5 بازدید
قهقهه

چکاوک از بيم آنکه اسارت نصيب جوجه هايش نشود در قفس لانه نميسازد! اين هم يکی ديگه از حرفای جالب جبران. موفق باشيد.

ندا

آره ولی اون صدی که تو فکر می کنی...

Amir

fogholade bood dooste man.man hamishe az khoondane matalebe jebran lezat mibaram.mamnoon bekhatere in entekhabe ghashanget

ماه منير

هو سلام چه جالب ! به طور اتفاقی اومدم اينجا و اين مطلب رو که منم چند روز ژيش تو وبلاگم گذاشته بودم ديدم . من مورد دوم و هفتم رو نفهميدم اما چند نفر چند پيشنهاد خوب داشتن فقط می خواستم بگم چه تفاهمی !!!!