غمی که من خورم نادون چه داند؟!!

یا الله ..یا الله..یا الله..

 خیلی آروم بود..درست یادم نیست به گمانم لبخند هم داشت...همانطور که همیشه وقت جد حرف زدن چشمهایش را تنگ میکرد...چشم تنگ کرد و چنان نگاهم کرد که دلم لرزید..سرش را بالا گرفت:

اسماء؛ دلم میخواد بمیرم..نه دلگیرم..نه خسته..به بن بست هم نرسیدم..دلزده و دلمرده هم نیستم ..دلخوشی هم دارم؛بذار بشمارم؛یک دو سه،آره سه تا!..دنیاروهم زشت نمی میبینم..هنوز بوی نرگس را دوست دارم..هنوز عاشق صدای گنجشکهام..هنوز سکوت ظهر رو دوست دارم..هنوز تو رو دوست دارم...وای نمیدونی چقدر دلم آفتاب زمستون میخواد..هنوز دنبال مهربونی میگردم تو نگاه و لبخند آدما..و خدا رو بیشتر از همیشه دوست دارم..

_ پس مردن چرا؟!!

_ دنیا از چشمم افتاده..دنیا کوچیک شده اسماء..انگار تنگه ..گاهی انگار خفم میکنه!!

_ ...

...

/ 10 نظر / 5 بازدید
Afghan Star

..هنوز بوی نرگس را دوست دارم..هنوز عاشق صدای گنجشکهام..هنوز سکوت ظهر رو دوست دارم..هنوز تو رو دوست دارم... همه را دوست دارم ولی از دنیا بی زارم دنیا جایی برای دوست داشتن نداره درکش می کنمکه میگه دنیا داره خفه اش می کنه ببین چه خطایی از تو سر زده که بعد از این همه مدت تازه احساس کرده داره خفه میشه

فرشته

چی بگم که نگفتنم بهتره ...

مهران

اسما . مردن هم دیگه درمون نیست . گاهی دلم می خواد بر گردم به نیستی قبل از تولد . سکوت و خلع دوست داشتنی تر از هر چیزیه[گل]

فانوس

الدنیا سجن المومن دنیا زندان اهل یقین است . [گل]

امیر

تا یه سختیهایی چشیده نشه ... رهایی و ارامش لذت واقعی خودش رو نشونمون نمیده ... تا دوری نباشه ... نزدیکی واقعی رو حس نمی کنیم ... ببینم اسما ... اینها رو با سکوتت بهش گفتی یا نه؟!!

احسان

مردن خوبه. این جور مردن یک نوع فراره. من دوست ندارم که همه فکر کنن می ترسم[لبخند]

احسان

باید می گفتم "اما اینجور مردن یک نوع فراره" اصلاح می کنم

ملینا

اسما , این اسمته نه؟ خیلی زیباست ... نوشته ات هم زیباست . احساس کردم واقعا درکشون میکنک . به من سر بزنی خوشحال میشم ....

شاهرخ

خیلی جالبه برام... چی میشه که آدم به یه همچین جایی میرسه؟!؟؟!!