بگذار با تو زندگی کنم...

 

غذا که نمیخوری.حرف که نمیزنی.کنارم که نمیخوابی،اصلا خوابت نمیگیرد.پس وقتی که میگویم:"بگذار با تو زندگی کنم" یعنی "بگذار با تو حرف بزنم" آن عمری که هم در خانه ام هستی هم نیستی.

بگذار با تو حرف بزنم یعنی "بگذار حس کنم که میشنوی"آنطور که دل آشوبم آرام گیرد..آنچنان که وقت چایی خوردن به تو هم تعارف کنم..جاهای قشنگ این کتابها را با صدای بلند برایت بخوانم..

 

 

|> کمی که نه! کمی زیاد دیر باورم!از پشت این روزهای اخمو صدای تو هست که میشنوم؟!با کلمات حرف نمیزنی..اگر به حسم اعتماد کنم خوب میدانم چه میگویی .اهوووووووووی اعتماد کنم؟

/ 8 نظر / 7 بازدید
چشم شوم

با كي حرف ميزني؟ به وبلاگ من سر بزن خوشحال ميشم

سایه

چشمات و ببند عزیز ....[قلب]

من که اهل رفتنم

می خواهم بگویم اعتماد کن. می ترسم قابل اعتماد نباشم. این سوالها را که نمی پرسند دختر

فرشته

اعتماد اونم به حست ! حتما !

محسن

به دلت اعتماد كن .. نشد بياييم شيراز به حضرت سلام برسونيد !!!

خسته ام..

خسته ام..

سعيد

سلام جالبه ذستتون پرتوان خوش باشي به اميذ آنكه دل شكسته وزخمي منو باهمراحيتون مرحمي بخشي نيازمندياري وهمراهيتون بهم سربزن وبمو آذين كن اي همه من درپناه حق 09192003264