علاجش آتش است؟؟؟

 

بی آنکه ذره ای مسکن مصرف کرده باشم..درد زخم ها را حس نمیکنم!!

با بی دردی چقدر فاصله دارم..؟

می ترسم...

/ 8 نظر / 3 بازدید
مهران

فاصله ی درد و بی دردی فقط یک آهه دختر ، مسکن بهانه است

ترجمان

ثم قست قلوبهم و هی کل حجاره او اشد قسوه ... و اتقوا النار التی وقودها الناس و الحجاره .... پوزخنداتون جالبه...

فرشته

طفلک ! از شدت ترس بی حس شدی!!

مهدي

همش فكر مي كنم كه چي بنويسم ولي چيزي ندارم بگم به هر حال بهتره كامنت نزاشتنه

محمد آسمانی

سلام. بی دردی فرق می کنه با حس نکردنش. تو چی ای که هر چی بهت یه ربطی پیدا کنه دیگه واسه درداش مسکن نمی خواد. تو درمون درداش می شی و درد خواستنیو به جونش می ندازی که درمونش فقط خودتی.

امیر

اینجا هم که رد و اثری از ناظری می بینم!! ... هماهنگ کردین دیگه ... نه؟ ;) فرقش خیلی نیست اسما ... چه قلبت رو بگیری و بگی آخ ... چه آروم با پنجه هات فرش رو مچاله کنی ... و چه منتظرش باشی و حسش نکنی ... مهم اینه که میدونی دردی هست ... حتی اگر حسش نکنی ... البته گاهی دل من یکی که برای حس کردن بعضی دردها تنگ میشه راستی ... اینجا که امروز و امشب خوب به خودش آتیش دید ... کارخونه بزرگ نزدیک خونه مون ... از 10 صبح تا الان (11 شب) داره میسوزه ... آتیش با وجود 7، 8 تا تیم درست و حسابی از آتشنشانیها و ستاد حوادث غیر مترقبه ارتش هنوز خاموش نشده ... تازه آتشنشانها دارن هر طوری هست تلاش می کنن که آتیش به مخزن سوخت نرسه ... که اگه برسه این آخرین کامنت بنده خواهد بود ... در ضمن ... احتمالا خبر این اتفاق رو به خاطر همزمانیش با روز قبل انتخابات توی هیچ رسانه ای نخواهی شنید

آیدا

همه با هم این درد رو گرفتیم...داشتم باهاش حرف می زدم !اومدم بگم باز بالامون ببر!بالا تر از قبل...زبونم رو گاز گرفتم..گفتم..نه!..دوباره میوفتیم...زار تر از قبل...پر حسرت تر از قبل....