!یادم هست! یادت نیست

یادت هست؟

زغال دست گرفت و تمام دیوارهای خانه را سیاه کرد!! خودش هم سیاه شد! پیشانی ما را هم سیاه کرد!

یادت هست؟

دیوارها را رنگ کردیم! پیشانیمان را پاک کردیم ! زغال از دستش گرفتیم..دستهایش را شستیم!

چرا تو زغال برداشتی!؟ دیوارها تازه رنگ است! من به تازگی از خستگی این همه سیاهی نشسته ام!!!

/ 1 نظر / 3 بازدید
آیدا

کاش می دونستی که دنبال مهربونی توی "جانم" گفتن های تو نمی گردم.... کاش اینو می فهمیدن اسما