از این روزها که هوا رنگ کبودی تن ات شده!

 

« تلفن رو که برداشتم گفت :کجا بودی وقتی که الله اکبر می گفتن و بچه ها رو میزدن!!»

: آن روزهای انتخابات سرود ِ "مام وطن"بین ما بود و روی لبهای ما,بعد از دروغ ِ پیروزی تان از جشن هاتان شنیدیم اش!دلمان سخت گرفت!!

موریانه شدید و رای مان را خوردید!

رنگ سبز و شال سبز مال ما بود..آویختید گردنتان!!

اما امشب "الله اکبر"مان که تنها اعتراضی بود که بعدش باتوم نبود را بی شرمانه با باتوم شما به زبان آوردید!

دلم روشن است که اینطور همه چیز برای شما نمی ماند ..فرقی نمیکند امروز یا یک فردای دور!

---

|> دارم فکر می کنم این جنگیدن و خواستن حق و اعتراض ات برای من و مایی که نمیشناسی با این نگرانی من برای تو که نمیشناسم ات رابطه مستقیم دارد! وقت و بی وقت بغض میکنم،دلم شور میزند برایتان!!!

 

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید