دی ماه هشتاد و هفت خداحافظ :)

دی ماه رفت تا برود کناردست روزهای بد زندگی..با همه ی تلخی اش بدم نیامد از ماهی که رفت.خراب کردم.جای نصیحت به خودم، نگاه کردم.خسته بود این آدم بس که مواظب بود هیچ چیز خراب نشود.انگار تاریخ مصرف اخمی که به خودم کردم"اهوووووی؛گریه نکن" گذشت.هنوز هم مثل قبل از آن اخم،اشکهایم را با آستینم گم میکنم.این ماه با دستهای نشسته غذا خوردم..اکثر شبها زود خوابیدم..ده روز اول محرمش رفت و یک بار زیارت عاشورا نخواندم تا دلم خنک شود از لعنت فرستادنهای آخرش..این ماه که رفت انگار یک سال پیش بود.

/ 10 نظر / 7 بازدید
هیچکس

سلام. وبلاگت خیلی قشنگه.متنت هم مثل متنهای خودمه.موفق باشی

یه دوست

اين ماه گذشت و يك تبريك نگفتيد تولد دوستانتونو [عصبانی]

یه دوست

اي بابا !!!! ما فكر كرديم شما آسمونييد و از تولدها با خبر .. دي ماه كه براي من بود و بهمن هم كه اوايلشيم تولد دختركم ولي خب باز هم دير شده ..

david

من هم مدت ها بود ندیده بودم نوشته هات رو.فکر می کردم دیگه نمی نویسی. می خوانمت...

زری

ارزویم اینست نتراود اشک از چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد. انشاا... بهمنش شادی آفرین باشد [گل]

علی

دی رفت و زمستان را هم برد.... ممنون.

خوشحالم که اینجا نیستم.این همه نفهمی آدمو خفه میکنه.

شهرزاد

این دل گرفتن ها،این گذشتن ما های بد دل رو می سوزونه فقط کاش بگذره...