. های تکراری!

ای مهربانم

 

صراحی!

یادت هست؟

چهار سال و نیم پیش..توی دفترت با همون خط کمی عصبی..کمی کج..با همان سرکش های کشیده :

" آدمها از همدیگه پر و خالی میشن، اگه این پر و خالی شدنها نبود..همیشه یا عاشق بودن یا بیزار."

میبنی صراحی!

من باز به همان نقطه برگشتم!

چرا به نقطه های تکراری میرسم؟

گذشته تکرار میشود چون آنگونه که باید نیاموخته ام!؟

صراحی من کمی میترسم!

باید فکر کنم!

/ 0 نظر / 5 بازدید