جور دیگر!

 

روی صندلی میشینم و موهایم را قهوه ای تر میکنم..پلاستیک به سرم میکشم..هی  الکی غر میزنم که "اگر خوش رنگ نشد چی؟"..پلاستیک را کنار میزنم و نخ نخ موها را نگاه میکنم..در دلم آب از آب تکان نمیخورد هر رنگی که در بیاید..با حساسیت و نگرانی رنگ را میشورم..زیر شیر آب لبم تا ته باز است از قلقلکی که آب میدهد..سرم را که بالا میاورم..نمیخندم ..چهره ی نگران به خودم میگیرم و ناراضی!موهایم خشک میشود..مهسا پروانه ها رو میاره تاموهامو بگیرن..صورتی و قرمز.جلوی آینه لوس میشم..لاک میزنم..سرمه میکشم..بلد نیستم.."میگه چشماتو باز کن قلم سرمه رو بذار بین پلکات و پلکت رو ببند..قلم سرمه رو حالا بکش به طرف انتهای چشمت"..مهم نیس چه شکلی شدم فقط شبیه زنها شدم...به کارم ادامه میدم تا اونجایی که یادم بیاید..زن هستم!

/ 9 نظر / 6 بازدید
امیر

منم چند روزی هست که ریشهام رو نزدم ... تا یادم بیاد که مرد هستم

شهرزاد

زنانگی هات چقدر قشنگن دختر.دلم رنگ مو خواست که بوی تندش بپیچه و آرایشگر آروم آروم اون رو بریزه روی سرم و من از سرما و تندیش یخ کنم...

mali

chi shode bood ke yadet rafte bood? [نیشخند][گل]

مهسا

[شیطان]

زری

خوشگل شدی عزیز خانوم شدی بیشتر به خودت برس یه خانوم همیشه خوب به خودش می رسه و...

یه دوست

من الان روم نمیشه نظری بدم ... محیط زنونست [چشمک]

هانیل

اره یک زن میدونی تاحالا هزار بار شنیدم و گفتم که زن بودن سخته حالا بین خودمون باشه میگم در عین حال شیرینه

رضا

[سوال]