بيست و يک بادام

یا حبیبی عند غربتی

...

امروز 21 ساله شدم...بیست و یکمین بادام رو خوردم.

ناخواسته با روزهای دیگه فرق داره...

اما حس منم با سالهای دیگه  فرق داره...شاد نیستم!

نه اینکه مثل ابتدای نوجونی بگم :کاش به دنیا نمی آمدم...نه...

این تولد خوشایند نمیتونه  باشه وقتی که ندونی رسالتت چیه؟...یا بدونی و عمل نکرده باشی؟

جشن تولد وقتی معنا میگیره که رسالتت رو شناخته باشی و به خاطر رسالتت جشن بگیری!!!

غیر از این جشن گرفتن چه معنایی داره؟

 

خوش باشین نه به هر قیمتی...

/ 4 نظر / 6 بازدید
آيدين

تولدت مبارک . متن مربوط به جشن تولدته خوندم ولی حرفی که دارم اين که هميشه فرصت تلاش و جبران هست کافيه که در تصميم گيری ها جدی تر عمل کنيم.

محمد آسمانی

سلام منوببخشيد ۱۰ روزی نبودم تولدتون مبارک . چه کسی به شما بگه چه نگه تولدتوم مبارکه . یادتون رفته خدا به خاطر شما گفت :«فتبارک الله احسن الخالقين» . از اين که بگذريم رسالت بزرگ ما عبادت و معرفته که نوشته هاتون نشون می ده شما به هر دوتاش عاملی . البته عبادت هم ذيل معرفت می گنجه . شما خيلی هم با معرفتی . ژس تولتون خيلی خيلی ميارکه

امير

مبارک باشه ... ميدونی عزيز ... رسالتت رو ميدونی ... الان هم همه ... هر کس ... توی مسير انجام دادنشه....