نویسندگان وبلاگ :

اسما،


اسما،


آرشیو وبلاگ :
خرداد ٩۱
بهمن ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥


لینک دوستان :
کاکتوس های آیدا
شبانه های آقای دیوانه
طوفان خاموش ٍ اسما،
خوابهای آقای خاکستری
نی سی
اوتیدم
باغ بی برگی
نیلوفر و بودنش
رونوشت بدون اصل
عاشقانه ها
سایه ی هیچ _ من
مرثیه ای برای یک رویا
زیر و بم
قلب کویر
کافه کافکا

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

   با تو زیستم...   

 

چیزی به ظهر نمانده.وابسته ی بوی تنت هنوز در رختخوابم.به هر طرف هم که غلت میخورم هست! از رفتنت میان خواب و بیدار،روشنای صبح یادم هست و دستانم را که دراز کردم و گفتم "نرو"! یادم هست خندیدی اما یادم نیست چه جوابم دادی. فکر بازگشت و گرسنگی ات به آشپزخانه میکشاندم! ماهی یخ زده را توی آب میگذارم.میخواهم برایت ماهی بپزم با همان طبخی که دوست داری!درها و پنجره ها را تا ته باز میکنم.سردم میشود اعتنا نمیکنم.گربه ی محله مان میداند غافلم ماهی یخ زده را میبرد.میروم ماهی بخرم.فکر میکنم،بهتر که ماهی یخ زده را برد،در عوض تو ماهی تازه میخوری.

زمان خودش را به وقت آمدنت کشانده..اگر به چراغ قرمز سر چهار راه بر نخوری،پنج دقیقه دیگر کلید خانه مان را در قفل در می چرخانی.موهایم را که پشت سرم گوجه کرده ام  روی شانه ام میریزم و خودم را روی کاناپه به خواب میزنم.