نویسندگان وبلاگ :

اسما،


اسما،


آرشیو وبلاگ :
خرداد ٩۱
بهمن ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥


لینک دوستان :
کاکتوس های آیدا
شبانه های آقای دیوانه
طوفان خاموش ٍ اسما،
خوابهای آقای خاکستری
نی سی
اوتیدم
باغ بی برگی
نیلوفر و بودنش
رونوشت بدون اصل
عاشقانه ها
سایه ی هیچ _ من
مرثیه ای برای یک رویا
زیر و بم
قلب کویر
کافه کافکا

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

   حرف زمان را باور مکن..   

 

یک اسفند گذشت!...دلم میخوادددددد.....همون اسفند بیست ساله.. یک اسفندی که شب گریه بود..گریه ی شدید...یادته؟...بعدها بهم گفتی تو هم گریه کردی! وقتی داشتی میومدی،توی خیابون تاریک خونمون که پیاده باید بیای !...اومدی..اما نمیخواستم بیای چون با اومدنت گریه ام بند میومد و من دلم هنووووووز گریه میخواست " تو بر زخم درونم مرحمی "...بوی مریم آوردی..شام خوردیم فرشهارو مامان شسته بود و سرامیکا یخخخخخخ...من چشام از گریه ی طولانی سنگین بود..هنوز زیر پوستمه آرامشی که حضورت بهم میداد...

خیلی وقته نگفتم که دلم داره میاد تو دهنم..من این استعاره رو از تو یاد گرفتم؟...

خدارو به خاطر بارون امروز و تمام قطره هایی که از موهام میچکید شکر...

راستی!تو دوباره با بوی مریم نمیای؟تو دیگه با آرامش نمیای؟دیگه آرامش رسان نمیشی؟آرامش رسان بودن سخت بود؟تو دیگه به من..به خودت بر نمیگردی؟

 

|> عنوان نادر ابراهیمی