نویسندگان وبلاگ :

اسما،


اسما،


آرشیو وبلاگ :
خرداد ٩۱
بهمن ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥


لینک دوستان :
کاکتوس های آیدا
شبانه های آقای دیوانه
طوفان خاموش ٍ اسما،
خوابهای آقای خاکستری
نی سی
اوتیدم
باغ بی برگی
نیلوفر و بودنش
رونوشت بدون اصل
عاشقانه ها
سایه ی هیچ _ من
مرثیه ای برای یک رویا
زیر و بم
قلب کویر
کافه کافکا

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

       

 يا دياّن

پست قبل اينو همراه مطلب قبلی گذاشتم اما چون هر دومطلب با هم همخونی نداشتن اينو برداشتم .

از ديد من اين شاهکاره جبران هست:

«هفت بار روح خويش را به تمسخر و تحقير گرفتم:

بار اول آن هنگام که ديدم براي بلند شدن تظاهر به افتادگي مي کند.

بار دوم هنگامي که ديدم پيش لنگها لنگ لنگان راه مي رود.

بار سوم آن هنگام که بين سهل ودشوار مخير شد وسهل را برگزيد.

بار چهارم آن هنگام که گناهي مرتکب شد وبراي تسکين وتسليت

خويش گفت: ديگران نيز مرتکب گناه مي‌ شوند.

بار پنجم هنگامي که آنچه را برايش پيش آمده بود حمل برناتوانی

خويش کرد،اما صبر بر آن پيشامد را به توانايي خويش نسبت داد.

بار ششم آن هنگام که چهره‌اي زشت را تحقير کرد حال آنکه

 آن چهره‌ي زشت به تحقيق نقابي از نقاب‌هاي خودش بود.

و هفتمين بار وقتي که زبان به ترنم مدح و ثنا گماشت

وآن را فضيلتي انگاشت

...